July 28, 2007

پیچیدگی

خيلي اوضاعم ريخته به هم

الان 3 4 روزه که قاط زدم حسابي

دقيقا ميبينم که فقط خودش رو ميخوام , اونم نميدونم چرا

مدام ميرم توي اين سايتها , هنوز دارم نگاه ميکنم

حتي يک بار هم تلاش نکردم که بخوام يک ايميل ساده بفرستم

اگر هم فرستادم اونايي بوده که مطمئن بودم جواب نميدن بهش

يا اينکه برم به يکي ديگه شماره بدم

اصلا برام قابل تحمل نيست , نميتونم اصلا

ميدونم با کس ديگه اي نيست

ميدونم که از اين فرصت بايد استفاده کنم تا به خودم برسم

الان هم فقط دارم با خودم ميجنگم , وقتش نيست که باهاش باشم

فقط با خودم درگيرم , سراغ هيچ کس ديگه اي نميخوام برم

يعني نميتونم برم , اون يک باري که رفتم هم مسخره بود

اينقدر استرس زده شدم که نگو .....

دقيقا براي خودم جهنم درست کردم و بس , فکرم آزاد نيست

کاشکي مثل داوود اينا بودم , اصلا مشکلي برام نبود اون موقع

اگر جدا شده بودم کامل الان اينطوري نميشد

الان احساس ميکنم که تمام وجودم از هم منفصل شده

اصلا نميتونم کاري انجام بدم , يکي نيست بگه آخه مرد حسابي اينم شد کار

احساس فعلي : فشار دو جانبه , مثل مردهايي که زنشون پيششون نيست

مشکل نرفتن سر کار و مهم بودن اين جنبه قضيه براي منه

بازدهي دوباره به شدت افت کرده , توانايي انجام کار دارم , ولي درگيريهاي ذهنيم زياده

 

July 23, 2007

recent moves

الان اراكم تولدم مبارك حوصله هيچ كاري رو هم ندارم ديگه خودمم و خودم تنهاي تنها استرس دارم دلتا بالا ، الفا كم تتا و سمر خوب

July 21, 2007

پیشرفت

پیشرفتم خیلی خوب بوده

دیروز 4 ساعت کار کردم , خواب آلودگیم هم داره کم میشه

تمرکزم هم زیاد شده , درکم از جریانات اطراف به مراتب بهتر شده

هر جلسه که برمیگیردم کلی خوب شدم , اصلا باورم نمیشه همچین چیزی

ممکن بوده باشه . امروز به طرف میگفتم خودم فکر میکردم الکی باشه

ولی چون همه چیز رو تست میکنم , این رو هم تست کردم

اصلا اون مانع ذهنی که موقع کار کردن داشتم ندارم دیگه

همه چی ردیفه , فقط یک سکس خوب کم دارم

کارم هم که ردیف شد , الان استرالیا توی نوبته , فردا کاراش رو ردیف میکنم

لینک اینجا رو هم به کسی دیگه نمیدم , اقلا اینجا از قضاوت بقیه دور باشم

July 20, 2007

magician

الان دارم یواش یواش میفهمم که چرا فکر میکردم اونی که میگه نیست

اخه اگر میگه من ساحرم پس چرا عصبانی نمیشه

من واقعا دختر عصبانی دوست دارم . از اونایی که گریه میکنن

اصلا خوشم نمیاد . کلا با کسایی که جمع میکنن تا آخرش میونه ای ندارم

دوست دارم بزنیم بریزیم بپاشیم , بعدش تموم شه , راحتتتتتتتتتتتت

شاید هم تقصیر خودمه , نمیدونم راستش

اینقدر حالا بچرخیم تا ببینیم چی میشه , اصلا دوباره ای هست یا نه؟

July 18, 2007

یهبودی

اولش ظرف شستن برام سخت بود

الان عادت شده که ازش لذت هم میبرم

الان کار کردن برام سخته

ولی به اون هم عادت میکنم و لذت میبرم

این فارکس خیلی سنگ گنده ای بود , له شدم

ولی زخمش همیشه توی وجودم میمونه

خیلی تجربه بزرگی بود

همون طوری که روابطی که با بقیه داشتم , یادم میمونه

اینا همه با هم من رو میسازن , من برآیندشون هستم

هر رفتاری که هر کس انجام میده برایند پاسخ هاییه که

از تولد تا حالا گرفته

هر چی کوچیکتر , شرطی شدن راحتتر

ولی هر وقت ماهی رو از آب بگیرم تازه است

July 17, 2007

زندگی

گفت من که نمیخوام به پای یکی بسازم و بسوزم

حالا من چی خواسته بودم : 3 ماه زمان

مشکل من تعهده

اگر پیش خودم تعهد داده باشم

دیگه نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم

اگر بتونن از زیر زبن من حرف بکشن کارم ساخته است

تمام

دیگه با نوشین به هم زدم ,تموم شد و رفت

دختر خوبی بود (هست) , من باش بد تا کردم

شیدا پوست منو کند , من هم باری اینکه رفتارهای

غلط اون رو دوباره نبینم با نوشین طوری رفتار کردم

که از اون افتاد

اون خیلی گیر میداد , این اصلا گیر نمیداد

ولی توی خودش ریخت تا آحرش یکهو جمع شد و

زد و همه رو با خودش برد

اینجا مینویسم که برای خودم بمونه

همه اینها ناشی از رفتار غلط من بود

دوستش داشتم یا نه , نمیدونم چون

نتونستم بهش اعتماد کنم , اعتمادم رو شیدا از بین برده بود .

الان خیلی کارها مونده که انجام بدم

اولش اینکه مدارکم رو برای مهاجرت استرالیا بدم به گولدن گروپ

بعدش اینکه مقاله پروژه ام رو تا 2 هفته دیگه بدم به استاد

آخر مرداد هم امتحان انگلیسی رو برم بدم

از همه مهمتر کنار اومدن با خودمه

شنبه که تونستم توی زمان حال باشم برای این بود که استرسی نداشتم

در نتیجه کاراییم رسیده بود به 4 برابر قبل

اینکه چی شد که نوشین کاملا قطع شد , برام مهم نیست , ولی باید این کار میشد

الان که آزادم میتونم از صفر شروع کنم

اینها رو مینویسم برای خودم

برای اینکه بدونم الان چه حسی دارم . دلتنگی و پریشونی و احساس تعهد

نسبت به نوشین که باید باش ازدواج میکردم

میخوام بدونم اگر این احساس تعهد بره چی برام میمونه

میشم داوود دوم

ای روزگار

 

 

 

 

July 15, 2007

fear

من بهش گیر میدادم که چرا از رویارویی میترسه

اصلا از این موضوع  خوشم نمیومد , بعد از دیدار با خضرا

تازه دستم اومد که این مشکل خودم بوده

از اون جنبه ای از خودت که دوست نداری

توی بقیه بیشتر از همه ازش بدت میاد

 

July 14, 2007

انتقال خون

امروز رفتم سازمان انتقال خون باری خود دادن برای بار اول

همه مریضیهای فک و فامیلم رو پرسید

آخرش گفت کی رابطه جنسی داشتی

گفتم .... (دیگه همه چی رو که نمیگن که )

گفت کمتر از یکسال قبول نیست , ما نمیتونیم

کمتر از یک سال رو بفهمیم که کسی ایدز داشته یا نه؟

برو یک سال دیگه بیا

آخه این یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟

برید سیستمتون رو عوض کنید ,

من هم دفعه دیگه میرم دروغ میگم

عجب آدمهای بیخودی هستند ها

July 13, 2007

Hair Cut

TWO WOMEN TALKING: ================================== Woman 1: Oh! You got a haircut! That's so cute! Woman 2: Do you think so? I wasn't sure when she gave me the mirror. I Mean, you don't think it's too fluffy looking? Woman 1: No, it's perfect. I'd love to get my hair cut like that, but

I think my face is too wide. I'm pretty much stuck with this stuff I think. Woman 2: Are you serious? I think your face is adorable. And you

could easily get one of those layer cuts - that would look so cute I think.

I was actually going to do that except that I was afraid it would accent my long neck. Woman 1: Oh - that's funny! I would love to have your neck! Anything to Take attention away from these football player shoulders of mine. Woman 2: Are you kidding? I know girls that would love to have your shoulders.

Everything drapes so well on you. I mean, look at my arms, see how short they are?

If I had your shoulders I could get clothes to fit me so much easier. ... ... ... .... .... ... ... NOW TWO MEN TALKING ====================================== Man 1: Haircut? Man 2: Yeah.

کار

اول اینکه برای انجام کارهایی که باید انجام بشن , انگیزه و اراده لازمه

دوم اینکه برای داشتن انگیزه و اراده باید عزت نفس فرد بالا باشه

برای اینکه عزت نفس بالا باشه , باید 6 تا عامل رعایت بشه

1-مسئولیت پذیری شخص نسبت به اعمالی که انجام میده

2-خودپذیری , یعنی بتونی خودت رو قبول داشته باشی , هم مثبت و هم منفی

3-زندگی آکاهانه داشته باشی , توی حال زندگی کنی

4-بتونی ابراز وجود کنی

5-زندگی هدفمند داشته باشی

6- داشتن یکپارچگی شخصی ,یعنی ارزش دادن به ارزشهای خود

من منفی نگاه میکنم و اراده کافی از خودم نشون نمیدم , انگیزه ام همه صفره

علتش عزت نفس پایین و دلیل اون ضربه خوردن مالی گنده بوده

توی این عوامل مشکل بزرگ من خودپذیریه

که الان نمیخوام در باره اش توضیح بدم

دوست ندارم کسی در باره ام قضاوت کنه , چون اول خودم باید بپذیرم که

چی به چیه , بعدش هر کس هر چی بخواد بگه

مکانیسم انکار توی من به شدت قویه

July 12, 2007

Feed

این دقیقا چیزیه که میخواستم داشته باشم

الان وبلاگم رو با ایمیل به روز میکنم
دیگه نیازی به وصل شدن به اینترنت هم نیست
این هم کیفیت زندگی در سال 2006:
اون وقت چرا نریم یک جای دیگه؟

رابطه

دوستم دیشب یک نکته جالبی گفت تعداد دفعاتی که دو نفر با هم سکس دارن
فقط میزان علاقه زن رو مرد نشون میده
اگر کسی توی اوایل رابطه اش
باشه و هر شب سکس نداشته باشه
یا اصولا اگر به هر موقعیتی که داشتن تمایل نداشته باشه
نشانه واضحیه که زن مرد رو دوست نداره
به هر حال ما ها که همیشه حاضر به یراقیم

July 11, 2007

خودم

جالب بود امروز رفتم نروفیدبک طرف گفت مشکلی نداری نروفیدبک هم لازم نداری فقط منفی بافی افکارت خیلی منفیه علت همه کارهام هم همینه , خضرا هم همینو میگه من اگه با خودم کنار بیام دیگه مشکلی وجود نخواهد داشت فارکس ضربه گنده ای بهم زد ( حتی گنده تر از گنده) و همون که خورده خورده بهم فشار آورد باعث شد من تغییر ریشه ای بکنم ولی مهم نیست , درستش میکنم به خودم قول دادم که بفهمم چمه .

July 10, 2007

new

بالاخره تونستم برم توی بلاگر دو روزه دارم تلاش میکنم مهم نیست ولی راهش رو بلد شدم

July 07, 2007

neuro feedback

امروز برای اولین بار رفتم neuro feedbackخیلی جالب بود.
اینجوری که اینا میگفتن اکثر مشکلات مغزی روانی رو میتونه
تا مقدار بسیار زیادی خوب بکنه
جالب ترین چیزی که دیدم این بود که عزت نفس رو هم با این روش
میشه افزایش داد
یک تست تمرکزی هم داشت که خیلی بانمک بود
از روش سعی و خطا و شرطی شدنی که از موقع بچگی باهاش
تربیت میشیم استفاده میکنه
درسته که گرونه , ولی کاراییش معرکه است
امواج دلتا و تتا که باید پایین باشه بالا بود
امواج بتا و آلفا که باید بالا میبودن , کم بودن :D

July 06, 2007

و دوباره

دوباره اومدم
حدود 3 هفته مونده که یک سال کامل بشه
دوباره تنها شدم , کسی هم نمیدونه که میخوام دوباره بنویسم
برای بعد خودم , برای فکر خودم مینویسم
یک دفتر خاطرات فرضی
هیچ محدودیتی هم نداره , آزادِ آزاد

July 30, 2006

ميخوام برم

ميخوام از اين جا برم
درش رو كلا ببندم برم يك جاي ديگه باز كنم
ترجيح ميدم ناشناس بمونم ، تا وقتي از اين جا (ايران) نرفتم
نميتونم با خيال راحت از اينكه كسي بياد و ببينه من مثلا
به خداي كشكي قلابي اين جماعت ساده لوح زود باور اعتقاد ندارم
و خيلي چيزهاي ديگه مثل خرافات و فرهنگ پوسيده واز اينا (: سكس
همون اولي بسه البته
فاركس رو هم دنبال ميكنم
هر پوزيشني كه به نظرم رسيد ميگذارم
اينجا باشه تا هفته ديگه كه برم
قربان همه دوستان

July 27, 2006

فاركس

دوباره ميخوام فاركس رو شروع كنم
ميخواستم توي سرمايه بنويسم ولي الان حس ميكنم بهتره كه به هيچ كس نگم كه
ميخوام دوباره شروع كنم .
همه حرفهام رو همين جا ميگذارم
لينك هم به هيچ كس نميدم

July 26, 2006

ازدواج

اسلام واقعا سكسي نرين دين توي جهانه
ميدونيد معني نكاح چيه؟
معنيش ميشه : سكس
FUCK
حالا ببينيد جمله معروف النكاح سنتي چه معني داره
حرفي كه پدرها موقع ازدواج دختراشون ميزنن اين ميشه
من با رضايت دخترم رو به گا... ميدم . سكس

July 23, 2006

تولد

امروز تولد منه
با فرض اينكه 78 سال عمر كنم
خانم فالگيره گفت :D
الان رفتم تو ثلث دوم زندگيم
بهترين قسمت زندگي هر كس از 20 تا 50 سالگيشه
قبلش كه هيچي حاليمون نيست.
بعدش هم كه زپرتمون ميره هوا

July 18, 2006

شرايط ايران

شرايطي كه براي ايران گذاشتند اروپايي ها خيلي توپه . به خصوص رفتن به
سوي باز شدن مرزهاي اقتصادي
ولي اصلا به نظر نمياد كه اين موضوع آخونا رو خوشحال كرده باشه
خامنه اي كه الان تمام ثروت مملكت دستشه
به هيچ كس هم باج نميده براي چي بخواد ما بريم عضو تجارت جهاني بشيم؟
اونوقت ديگه درصد ماشينهايي كه مردم ميخرن تو جيب كي بره؟
كي عوارض صد در صدي بكشه تو چيزا؟
حكايت ردم ما هم همون ريختن ماست تو درياست .... سكس

July 13, 2006

different view

اينو فارسيشو ديده بودم
اصلشم ديدم گذاشتم اينجا

July 12, 2006

نتايج يك تحقيق

اول اينكه ايران در صدر كشورهاي دنياست نه از جهت در امد سرانه
بلكه از جهت تعداد فقيران زير خط فقر
دوم اينكه ايران در رده پنجمه كشورهاي دنياست از جهت فقراي زير خط مطلق فقر
سوم اينكه از نظر رده بندي ثروت در دنيا جايگاه ايران بسيار مناسبه
چهارم اينكه نقدينگي ايرانيها خيلي بيشتر از اعراب كشورهاي خليجه فارسه
و اگه به اين مبلغ مهاجرهاي ايراني رو اضافه كنيد سرسام اور ميشه
پنجم اينكه اگه ده درصد از ايرانيهاي داخل كشور كه درامد ماهيانه اونها بالاتر از دو ميليون تومانه
فقط پنج درصد از درامد خودشونو ببخشند ايران وارد گروه شماره دو از نظر فقر ميشه
يعني تا رده 50 سقوط ميكنه و حتي با بعضي از كشورهاي اروپايي برابر ميشه
ششم اينكه بر خلاف نظر رايج مردم كه مردم ايران اهل بخشش و كمك به همنوع هستند
اينطور نيست و كمتر از يك درصد مردم ايران عادت بخشش به صورت ماهيانه و
دائمي و به ميزان قابل توجه (پنج يا ده درصد دارند) سكس
هفتم اينكه روشهاي بخشش و فعاليت موسسات خيريه در ايران كاملا غير معقول و بي تاثيره
هشتم اينكه شاخه هاي مختلف خيريه با بخشش در ايران كاملا ادغام شده
و نتيجه اونها ضعيف شده
نهم اينكه بهترين روش كمك براي فقر زدايي در ايران سرپرستي خانواده هاي كم درامد
به همراه مشاوره ميباشد
دهم اينكه نيت و اينجور حرفها هيچ اثري بر روي نتيجه كار نداره
و اين به خود فرد بستگي داره (چون خيلي از مردم ايران به دليل اينكه
حس خوبي بعد از بخشش ندارند و يا ناخوداگاه فكر ميكنند
نيتشون درست نبوده به ديگران كمك نميكنند

July 09, 2006

Some Joke

Wife: Honey..... What are You Looking for ? Husband : Nothing. Wife : Nothing...?? U've been reading our marriage certificate 4 an hour ?? Husband : I was just looking 4 the expiry date. ********** Q - What is the Difference Between Mother & Wife ? A - One Woman Brings U into this world crying... & the other ensures U Continue to do so. ********** Wife : Do you want dinner? Husband : Sure, what are my choices? Wife : Yes and no. ********** Wife: You always carry my photo in your handbag to the office. Why? Husband: When there is a problem, no matter how impossible, I look at your picture and the problem disappears. Wife: You see, how miraculous and powerful I am for you? Husband: Yes, I see your picture and say to myself, "What other problem can there be greater than this one?" ********** Girl: When we get married, I want to share all your worries, troubles and lighten your burden. Boy: It's very kind of you, darling, But I don't have any worries or troubles. Girl: Well that's because we aren't married yet. ********** Son: Mom, when I was on the bus with Dad this morning, he told me to give up my seat to a lady. Mom: Well, you have done the right thing. Son: But mum, I was sitting on daddy's lap. ********** A newly married man asked his wife, "Would you have married me if my father hadn't left me a fortune?" "Honey," the woman replied sweetly, "I'd have married you NO MATTER WHO LEFT YOU A FORTUNE" ********** Father to son after exam: "let me see your report card. " Son: "My friend just borrowed it. He wants to scare his parents." ********** Interviewer to Millionaire: To whom do you owe your success as a millionaire? " Millionaire: "I owe everything to my wife." Interviewer: "Wow, she must be some woman. What were you before you married her? " Millionaire: " Billionaire" ********** Girl to her boyfriend: One kiss and I'll be yours forever. The guy replies: Thanks for the warning ********** A wife asked her husband: "What do you like most in me my pretty face or my body? He looked at her from head to toe and replied: "I like your sense of humor".

July 06, 2006

YOU

PARENT is our TAUGHT concept of life.

ADULT is our THOUGHT concept of life.

CHILD is our FELT concept of life.

July 05, 2006

آخِي آخِي

ميخوام بنويسم
در مورد بازار بورس
رفتن حكومت ما به سمت حكومت پاكستان
بيخيالي مردم نسبت به همه چيز
درگيري تفكر مدرن و سنتي به خصوص
براي بچه هاي بعد از انقلاب
اين كه استراليا فوق ليسانس ايران رو قبول نداره
اين كه اون دختر يونانيه چه قدر با ايرانيا فرق داره
ولي نميدونم چرا حس نوشتنم نمياد
خيلي وقتها ميام اين پنجره رو باز ميكنم يك ساعت نگاه ميكنم
ولي نميتونم بنويسم
آخِي به حال خودم
يكي منو بدركه

July 03, 2006

راحت شدم

بالاخره مطمدن شدم هر چي دلم ميخواد ميتونم بنويسم
چون ديگه دوستام هم اينجا نميان
من به هيچ موجود برتري به عنوان خدا اعتقاد ندارم
كه بياد مستقيم تو زندگي آدمها دخالت كنه
تمام تفكرات مذهبي فقط براي يكپارچه كردن توده مردم و اطاعت پذيري
اونا بنا شده . اگر قراره يك تفكر مذهبي به علت اعتقاد داشتن يك سري
آدم درست باشه پس همه اشون درستند . در نتيجه آدم هم ميره بهشت
هم به تناسخ ميرسه هم روحش ميره پيش عقاب
هم پس از مرگ تبديل به حيوون ميشه هم آخرش پوچ ميشه
هم بايد شراب خورد هم بايد نخورد
هم ميشه چند تا زن داشت هم نميشه چند تا زن داشت تازه بعضي جاها
ميشه چند تا شوهر داشت
فعلا راحت شدم
باز هم مينويسم
تازه چرت و پرت سكسي و دختر بازي پسر بازي و روانشناسي
و مهاجرت هم مينويسم
اينقدر مينويسم كه بتركم
ها ها ها
چه حالي ميده
به به
اگر قراره من دري وري بنويسم و حال كنم پس حتما اين كارو ميكنم
اصلا به بقيه چه
دوست دارم حرفهاي بد بد بزنم
چقدر مطابق ميل بقيه باشم

June 26, 2006

دغدغه ها

تخمین های غلط از شرایط بعضی وقتها

غیر قابل جبرانه . هر چند این بار بعضی جنبه هاش رو میشه درست کرد
ولی جنبه های روحیش رو نمیشه کاری کرد. هر چقدر
که در زندگی تلاش بکنم , امکان اشتباه هم وجود داره فقط باید دید که این اشتباه
روی چه چیزی اثر میگذاره
خوشبختانه از نظرهای دیگه مشکلی نیست و کار شرکت درست شده و تونستم
درصدم رو باز هم بالاتر ببرم
فکر نمیکنم تا وقتی که بخوام برم مشکل مالی داشته باشم
در مورد مهاجرت هم فکر کردم و هر چی زمان بیشتر میگذره اطمینانم
به درست بودن کارم بیشتر میشه . اگر بخوام اینجا بمونم باید با شرایطی
خودم رو تطبیق بدم که اصلا دلم نمیخواد
من دوست ندارم جایی زندگی کنم که مردم فقط تو کار هم دخالت میکنن , چشم دیدن هم رو ندارن
تمام رفتارت توسط جامعه کنترل میشه , استقلال فکری نمیتونی داشته باشی
نمیتونی دین و اعتقاداتت رو خودت انتخاب کنی . همه چیز بر مبنای تزویر و ریاست
دروغ بگی و از بقیه سواری بگیری میگن زرنگی
در عوض اگر صادق باشی و به کار کسی کار نداشته باشی ابله بی دست و پا خطاب میشی
کشوری که ریاستش رو خود مردمش به دست یک آدم زبون باز دروغگو دادن به درد
زندگی نمیخوره . مردم اینجا همه در نهایت ادعای زرنگی حرفهایی رو باور کردن
و الان که به جایی رسیدن که همه اش دروغ از آب درامده هیچ کس هیچی نمیگه
احساس میکنم توی شوروی سابق زندگی میکنم , شاید هم بدتر اروپای زمان رنسانس
دخالت کامل یک برادر بزرگ توی تمام جوانب زندگی همه
ولی با همه این حرفها خودم رو سعی کردم با روحیه نگر دارم و حداقل از چیزهای الکی
خوشحال نشون بدم . شاید واقعا تو ناخودآگاهم اثر بگذاره
یک چیز رو هم میدونم , اعتقاد یک نفر به یک چیز یا موضوع فقط مربوط به یک زمان
مشخصه و اگر من 30 سال رو رد کنم اونوقت با شرایط اینجا تطبیق پیدا کردم و
دیگه مشکلی نخواهم داشت

June 23, 2006

امام حسین

میدونید امام حسین چه چیزی در باره ایرانیا گفته؟ اینو ببینید